مقاله ادبي : جویاي دل
تقديم بر آستان مقدس امام مهدي (عج) رضا قاسم زاده - هاديشهر
- سلام بر تو اي الهه ي عشق! اي آفتاب پرده نشين ! اي عصاره ي ولايت و اي ذخيره ي امامت ! سلام بر تو که بر اريکه ي دلها نشسته اي و بر اقليم عشق سلطاني.
- اي آفتاب حسن ! در اقليم عشق اگر بر سرير جمال بنشيني ، زيبا رويان جهان در مقابل جلوه ي جمالت به تعظيم در آيند و خاک ادب بوسند . زيرا جمال تو ، جلوه اي از جمال يار است و جمال زيبا رويان انعکاس ذره اي از جمال توست و تو اي زيبا صنم !اگر نقاب از چهره بر اندازي و جهان به نور جمال خود بر افروزي ، رونق بازار حسن فروشان يکباره فرو ريزد. عکس رويت رونق بازار مه رويان شکست
با جمالت عشق را بر روي کا ر آورده اي
- محبوب من ! در معبد عشق طنين پاي تو پيداست . در محراب عشق ، سجاده ي نياز گسترده و با اشک وضو ساخته ايم و بر کعبه ي رخت اقتدا کرده وبا خيال روي تو تکبير مي گوييم وبا گلبانگ سکوت ، در آستانه ي قنوت مي خوانيم :
اللهم ارني طلعة الرشيدة و الغرة الحميدة و اکحل ناظري بنظرة مني اليه
هر شب به ياد روي تو من اقتدا کنم بر گرد روي ماه تو پروانه اي منم
رخصت اگر به حريم تو يابم اي صنم! ((خواهم شبي نقاب زرويت بر افکنم
خورشيد کعبه و ماه کليسا کنم تو را ))


